پمفلتهای بدهکاران گمنام

تاریخچه بدهکاران گمنام

درسال ١٩٦٨ اولين جلسه بدهكاران گمنام، هنگامى كه گروه اصلى اعضاى الكلى هاى گمنام عنوان جلسه بهبودى خودشان را بحث در مورد مشكلاتى كه با پول داشتند قرار داده بودند برگزارشد. آنها در ابتدا خودشان را ذره ذره پول خرج كن ها وبعدها سرمایه داران بزرگ ناميدند. اعضاى اين گروه حساب پس اندازى داشتند كه بخشى از درآمد روزانه خود را در آن صندوق پس انداز مى كردند زيرا معتقد بودند كه مشكلات مالى آنها ناشى از ناتوانى در صرفه جويي هزينه هاى آنهاست. همانطور كه روزها و ماهها مى گذشت،اعضاى گروه درك كردند كه مشكلات پولى آنها از ناتوانى از نگهداشتن پول نيست، بلكه از تبديل شدن آنها به قرض است. تا اينكه در ١٩٧١ كشف كردندكه ماهيت برنامه DA فهميدن اين بود،كه بدهكارى خود فرد،آستانه اين بيمارى میباشد؛وتنها راه حل استفاده از ١٢قدم مخصوص الكلى هاى گمنام بود. پس از گذشت ٢سال گروه بازیابی(بهبودی) اعضاى AA منحل شدودر ١٩٧٦ جلسات DA بوجود آمد.در ابتدا ٢يا٣ نفردرجلسات روز چهارشنبه درشهر سنت استفان نيويورك شركت مى كردند.بعدازگذشت ١ سال دومين جلسه هم سازماندهى شد و بدهكاران گمنام دوباره متولد شد و امروزه بيش از ٥٠٠ جلسه در ايالات متحده و ١٣ كشور جهان وجود دارد.

انجمن بدهکاران گمنام چیست؟

بدهکاران گمنام انجمن زنان و مردانی است که تجربه توانایی و امید خود را با یکدیگر تقسیم میکنند تا بدین وسیله مشکلات مشترکشان را حل کنند و در بهبودی از بدهکاری به یکدیگر کمک کنند. اعضای بدهکاران از حمایت و قدرت دوازده قدم بهره مند میشوند و به همان نسبت از ابزارها چه به صورت انفرادی و چه با یار و یا تیم حمایتی برای هر چه بیشتر عملی کردن و واقعی کردن پتانسیل ها و استعدادهای نهفته شان و خلق زندگی بر اساس شکر گذاری و آرامش بهره مند میشوند. انجمن بدهکاران گمنام نوید دهنده امید برای همه کسانی است که به واسطه قرض کردن های نامطمئن خود، عذاب و مشکلاتی برای زندگی خودشان و دیگران بوجود آورده اند.

بدهی برای ما مانند الکل برای یکی الکلی، غذا برای یک پرخور، و قمار برای یک قمارباز می باشد.

هدف ما در DA به سه قسمت تقسیم می شود:

جلوگیری از تحمیل بدهی های نا امن، به اشتراک گذاری تجربیات با تازه واردان، و رساندن پیام بهبودی به سایر بدهکاران در عذاب.

انجمن بدهکاران گمنام یک سازمان غیر انتفاعی و بر مبنای اصول ۱۲ قدم الکلی های گمنام می باشد. این انجمن یک برنامه بهبودی موثر و کارا را ارائه می دهد.

همه کسانی که تمایل دارند تا از بدهکار شدن خود جلوگیری کنند می توانند در جلسات شرکت کرده، جزوه های  DA  را مطالعه نموده، از راهنمایی های راهنما بهره مند شده، و اقدام به کارکرد ۱۲ قدم مربوط به بدهکاران گمنام نمایند.

بدهکاری چیست؟

بدهکاری چیزهای زیادی را شامل میشود که همه اش در مورد پول نیست.

بدهکاری در مورد ازدست دادن بیش از حد، یا خودنمایی از طریق پول است.

در مورد اینست که ما نمی توانیم توانایی ها مهارت و منابع خود را بصورت کامل در یابیم و آنها را عرضه کنیم.

نتیجه ی قابل لمس اینست که شخص نمی تواند نیازهای خود را تامین کند ویا قبل از براورده کردن آنها، پولش را از دست می دهد که شامل نیازهای آتی وی نیز میشود.

بدهکاری ما می تواند نتیجه ی چیزهای زیادی باشد که شامل عدم توانایی در درک استعدادهایمان است، این، می تواند نتیجه زندگی در لبه کم درآمدی و خرج کردن بیش از اندازه و اجتناب از ریسک های سالم که می تواند زندگی مان را به جلو حرکت دهد و آماده نشدن برای آینده باشد.

بدهکاری در مورد زندگی نکردن ما در ظرفیت های منحصر بفردمان و دنبال نکردن منابع مان می باشد.

ما باید سعی و تلاش مان برای شناخت الگوهای رفتاری، باورها واحساسات مان را ادامه دهیم تا بهبود یابیم.

۱۲قدم بدهکاران گمنام

  1.  مااعتراف کردیم که در برابر بدهی ناتوان بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.
  2. به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.
  3. تصمیم گرفتیم اراده و زندگی مان را تحت مراقبت خدایی که او را درک می کردیم قرار دهیم.
  4. یک موجودی اخلاقی جستجو گرانه و شجاعانه از خودمان تهیه کردیم.
  5. ماهیت واقعی خطاهایمان را به خداوند، به خودمان، و به یک انسان دیگر اقرار کردیم.
  6. کاملا آماده بودیم تا خداوند همه نقص هایی را که در شخصیت مان داریم برطرف کند.
  7. ما با فروتنی از او خواستیم کمبود های ما را برطرف کند.
  8. فهرستی از تمام کسانی که به آنها زیان رسانده بودیم تهیه کردیم و در صدد جبران آن ها بر آمدیم.
  9. هر کجا امکان پذیر بود، به صورت مستقیم از افرادی که به آنها زیان رسانده بودیم جبران خسارت کردیم. مگر در مواردی که جبران خسارت مان زیان مجددی برای آنها،یا دیگران ایجاد کند.
  10. به تهیه موجودی شخصی مان ادامه دادیم و هر وقت اشتباه کردیم بلافاصله به آن اقرار کردیم.
  11. از راه دعا و مراقبه کوشیدیم به پروردگاری که خود درک می کردیم نزدیک تر شویم، و فقط برای آگاهی از اراده او و قدرت انجام آن اراده دعا کردیم.
  12. با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها، تلاش کردیم این پیام را به بدهکاران اجباری برسانیم، و این اصول را در تمام زندگی خود به اجرا در آوردیم.

۱۲ سنت بدهکاران گمنام

  1. منافع مشترک ما در راس می باشد، بهبودی ما به وحدت DA بستگی دارد.
  2. در DA خداوند مرجع نهایی می باشد و در وجدان گروه هویدا میشود. خدمتگزاران ما حق حکومت ندارند
  3. تنها لازمه عضویت، اشتیاق برای رهایی از بدهی می باشد.
  4. هر گروه مستقل است به جز مواردی که بر DA در کل اثر منفی بگذارد.
  5. هدف اصلی ما پیام رسانی به افرادی است که از بدهی رنج می برند.
  6. ۶_  DA هیچ سازمان یا موسسه ای را تایید نمی کند، در آنها سرمایه گذاری نمی کند و اجازه استفاده از نام DA را به آنها نمی دهد.
  7. هر گروه DA خودکفا است و کمک مالی از خارج دریافت نمیکند.
  8. DA غیر حرفه ای است، اما مراکز ما می توانند کارمندانی استخدام کنند.
  9.  انجمن DA  نباید سازماندهی شود اما می تواند کمیته هایی تشکیل دهد که در برابرخدمتگزاران، مسئول باشند.
  10. انجمن DA  وارد مسائل اجتماعی نمی شود و هیچ نظری در مورد مسائل خارجی ندارد.
  11. خط مشی DA بر پایه جاذبه است تا تبلیغ، ما گمنامی شخصی خود را در اجتماع حفظ میکنیم.
  12. گمنامی اساس معنوی در DA می باشد، ما اصول اخلاقی را به شخصیت ها ترجیح می دهیم.

دوازده نشانه اجبار به بدهکار بودن

  1. عدم وضوح نسبت به موقعیت مالی تان. خبر نداشتن از تتمه و میزان حساب خود، خرج های ماهیانه ، نرخ سود قرضها ، دستمزدها ، تاوانها یا جریمه ها ، ویا وظایف معاهده ای و قراردادیتان.
  2. قرض کردن گهگاه چیزهایی مانند کتاب ، قلم یا پول های کم از دوستانتان و یا دیگران و عدم توانایی در بازگرداندن آنها.
  3.  عادت داشتن به پس اندازهای فقیرانه و ناچیز. نداشتن هیچ برنامه ای برای پرداخت مالیات و همچنین دوران بازنشستگی یا موارد قابل پیش بینی ( و نه تکراری) و احساس غافلگیر شدن وقتی که موعدشان با گرایش ” فقط برای امروز زندگی کن و نگران فردا نباش “ی که داریم ظاهر می شوند.
  4.  اجبار به خرید داشتن : عدم توانایی در انجام یک معامله درست و خوب . خرید هایی با انگیزه های لحظه ای و ناپایدار. ترجیح به خریدن چیزهایی که امکان پس دادنشان وجود دارد ، به جای توجه کردن به آیتم هایی که برای خرید کردن بایست به آنها توجه شود .
  5. به سختی دخل و خرج را با هم جور کردن یا از وظایف شخصی برآمدن و یا هنگامی که دخل و خرج ها با هم جور در می آیند احساس بیش از اندازه با هوش بودن داشتن .
  6. داشتن احساسی متفاوت در هنگامیکه خرید اعتباری می کنیم نسبت به زمانی که نقدا خرید می نماییم. ( مانند احساس در کلوپ یا بار بودن و کانون توجه قرار داشتن ، احساس پذیرفته شدن ، احساس بزرگ شدن )
  7.  زندگی کردن در آشفتگی و در افکاری غیر واقعی در مورد پول : استفاده کردن از یک اعتبار برای صاف کردن یک اعتبار دیگرمان چکهای معوقه داشتن ، همیشه در یک بحران مالی درگیر بودن.
  8. گرایش داشتن به زندگی بر لبه تیغ : زندگی کردن برای پاس کردن چکهایمان. از این چک به چک بعدی. برای پرداخت بیمه های پزشکی و سلامتی و ماشینمان به این در آن در زدن و به زور پرداخت کردن . نوشتن چک به امید پیدا شدن پول و پرداخت آنها .
  9.  احساسات خفه شده و خجالتهایی در مورد نداشتن یک تشریح عادی و معمولی از پول.
  10.  زیادی کار کردن یا کم درآمد بودن : ساعتهای اضافی کار کردن برای کسب پول جهت پرداخت به طلبکاران ، ساعت های سفت و سخت و بدی را در کار گذراندن به جهت تقبل کاری پایین تر از مهارت یا سطح آموزشی تان.
  11. نوعی بی میلی در توجه کردن به خود و ارزشمند بودنتان : زندگی کردن در یک محرومیت بر خود تحمیل شده . انکار کردن نیاز های اولیه تان برای پرداخت کردن بدهی هایتان.
  12. امید داشتن و احساس اینکه هرگاه ضرورتی پیش آید کسی هست که به شما توجه و شما را تامین کند . بنابراین تا زمانی که کسی را برای این کار و مراجعه به او دارید ، هیچگاه خود را به یک زحمت مالی واقعی نخواهید انداخت .

 

۱۵ سوالی که می توانید از خودتان در مورد اجباری که به بدهکاری دارید، بپرسید.

اغلب آنهایی که اجبار به بدهکاری دارند حداقل به ۸ سوال از سوالات ذیل جواب “بله ” می دهند.

  1. آیا بدهکاری تان زندگی درونی تان را ناشاد کرده است؟
  2. آیا فشار بدهکاری شما را در کار روزانه تان گیج و حواس پرت کرده است؟
  3.  آیا بدهکاری آبرو و اعتبارتان را تحت تاثیر قرار داده است؟
  4. آیا بدهکاری باعث شده است که کمتر به خودتان فکر کنید؟
  5. آیا تا به حال شده است که اطلاعات غلط بدهید برای اینکه اعتبارتان بالا رود؟ ( اعتبار کسب کنید )
  6. آیا تا به حال قول و وعده های غیر واقعی به طلبکارانتان داده اید؟
  7. آیا فشار بدهکاری هایتان باعث شده است که در مقابل آسایش و شادکامی خوانواده تان بی تفاوت بشوید؟
  8.  آیا تا به حال از این ترسیده اید که کافرما ، خانواده و یا دوستانتان میزان بدهکار بودن تان رادریابند؟
  9. هنگامی که با یک موقعیت سخت مالی رو به رو می شوید، آیاتصور اینکه بخواهید پولی را غرض بگیرید بیش از حد در شما احساس گره گشایی و آسایش خاطر ایجاد میکند؟
  10. آیا فشارهای ناشی از بدهکاری تان باعث می شود که شبها خوب نخوابید؟
  11.  آیا تا به حال فشار بدهکاری باعث شده است که به فکر مست کردن بیافتید؟
  12. آیا تا به حال بدون توجه به اینکه تمایلی کافی برای بازگرداندن آن پول در شما می باشد پول قرض کرده اید؟
  13.  آیا معمولا هنگامی که قرار است میزان اعتبار شما بررسی شود منتظر جواب منفی هستید؟
  14.  آیا تا به حال برای پرداخت بدهی هایتان در یک پرهیز سخت بوده اید و اینکه منتظر بمانید تا سختی از سر تان بگذرد؟
  15. آیا بدهی هایتان را با این فکر که شما برتر از دیگران هستید. و اگر هم شکست خوردید یک شبه می توانید آنها را پرداخت کنید برای خودتان توجیه میکنید ؟

اگر شما به هشت سوال یا بیشتر پاسخ بله داده اید، احتمالا یا مشکل اجبار به بدهکار بودن را دارید یا این اجبار در حال شکل گیری در شما می باشد.اگر اینگونه است ، امروز نقطه تحول شماست.

دوازده ابزار بدهکاران گمنام

بهبودی از اجبار به بدهکاری تنها زمانی اتفاق می افتد که بالاخره یک روزی در فقط برای امروز قرض گرفتن های بدون پشتوانه جدیدمان را قطع کنیم (قرض بدون پشتوانه هر قرضی است که هیچ وثیقه ای مانند خانه یا هر دارایی دیگر که پشتیبان وهمپای آن باشد وجود نداشته باشد) ما با تمرین دوازده قدم و استفاده از ابزار هایی که درذیل آمده است مجال بیرون آمدن روزانه از اجبار به بدهکاری مان را پیدا خواهیم کرد.

۱-جلسات:

ما در جلسات شرکت می کنیم تا تجربه ، توانمندی و امیدمان را با یک فرد دیگر در میان بگذاریم . تا مگر بتوانیم چیزی که دریافت نموده ایم را به تازه واردان D.A. هم انتقال دهیم . ما نمیتوانیم این تجربیات را برای خودمان نگه داریم.

۲-یادداشت برداری های منظم ، مرتب داشتن:

ما از درآمد ، مخارج ، پس انداز ، بازنشستگی و هر سود پرداختی از وام هایمان ، به صورت روزانه یادداشت تهیه میکنیم.

۳- راهنما بودن :

ما دریافته ایم که برای بهبودی مان لازم است که راهنما داشته و خودمان هم راهنمای فردی دیگر باشیم . راهنما یک بدهکار بهبود یافته است که ما رادر طی مسیر ۱۲ قدم راهنمایی کرده و تجربه و توانمندی و بهبودی اش را به مشارکت می گذارد.

۴-گروههای کاهش فشار و جلسات کاهش فشار :

پس از اینکه اندکی با برنامه D.A. آشنا شدیم گروههای کاهش فشار تشکیل میدهیم که شامل خودمان میشود و دو بدهکار بهبود یافته ای که حداقل ۹۰ روز بدهی نامطئن را بر خودشان تحمیل نکرده و معمولا تجربه بیشتری در برنامه کسب کرده اند .گروه یک سری از جلسات کاهش فشار را تشکیل میدهد تا موقعیت مالیمان در آنها مرور شود . چنین جلساتی نوعا باعث صورتبندی چگونگی تدبیر هزینه ها و تدبیرعملکردمان میشوند .

۵- برنامه هزینه ها:

برنامه هزینه ها نیازهای ما را در اولویت قرار میدهد و وضوح و نظم و ترتیب و تعادل را در هزینه های مان ایجاد میکند.که شامل مقوله درآمد ، هزینه ها ، پرداخت بدهی و پس انداز کردن (برای کمک به ایجاد یک ذخیره نقدی هر چند محقر واندک) . تدبیر درآمد به ما کمک میکند که بر روی افزایش درآمد مان تمرکز کنیم . مقوله پرداخت بدهی به ما کمک می کند که بدون محرومیت دادن به خود ، پرداختهایمان را واقعا سروسامان دهیم . به پس اندازمان میتوانیم محتاطانه موارد بازنشستگی و پس انداز برای خریدهای خاص را هم اضافه کنیم.

۶- برنامه عملکرد :

ما باکمک گروه کاهش فشارمان لیستی از اقدامات ویژه برای حل و برطرف نمودن بدهی هایمان ترتیب می دهیم ، وضعیت مالیمان را بهبود و پیشرفت میدهیم ، به هدفهایمان- بدون متحمل شدن بدهی های بدون پشتوانه- نایل میشویم .

۷- استفاده از تلفن و اینترنت :

ما مرتبا با اعضای دیگرD.A بوسیله تلفن ، ایمیل و راههای دیگر ، ارتباط برقرار میکنیم . هم قبل و هم بعد از برداشتن قدمهای بزرگ بهبودیمان اعضای دیگر D.A را در مورد آنها به مباحثه میکشانیم .

۸-مطالعه نشریات D.Aو A.A:

ما نشریات بدهکاران گمنام و همچنین الکلی های گمنام را برای درک بیشتر از مشکل اجبارمان و بهبودی از اجباری که به بدهکاری داریم مطالعه و بررسی میکنیم .

۹-آگاهی :

ما با یادداشت برداری از مسائل بانکی مان ، موسسات وام دهی و اطلاعات مربوط به کارت اعتباری مان و نیز تاثیراتی که آنها بر روی ما میگذارند ، آگاهی مان را از خطر اجبار به بدهکاری حفظ میکنیم . ما همچنین آگاهی مان را از مسائل مالی شخصی مان برای جلوگیری از ابهام حفظ میکنیم ، این ابهام میتواند ما را به اجبار به بدهکاری یا ولخرجی سوق دهد .

۱۰-جلسات کسب و کار :

ما در جلسات کسب و کار شرکت می کنیم که در ماه یک بار برگزار میشود . بسیاری از ما نوعی احساس را در خود پروراندهایم مبنی بر اینکه کسب و کار بخشی از زندگی ما به حساب نمی آید و بیشتر برای شرایط زندگی دیگران می باشد . با این حال شرکت کردن در برنامه جاری خودمان به ما می آموزد که یک تشکیلات چگونه سازماندهی و راه اندازی می شود ، و نیز به ما کمک میکند که مسئول بهبودی مان شویم .

۱۱-کمک کردن(خدمت) :

ما در هر سطحی که باشیم خدمت می کنیم ، در سطح شخصی ، جلسات ، بین گروهی ، و خدمات جهانی . بهبودی ما وابسته به خدمت کردن است . فقط از طریق خدمت کردن می توانیم چیزی را که سخاوتمندانه به ما بخشیده شده است ، به دیگران ارائه کنیم .

۱۲-گمنامی:

ما با اطمینان به اینکه آنچه که در جلسات یا به دیگر اعضای D.A میگوییم ، مربوط به همان زمان بوده و تکرار نخواهد شد تمرین گمنامی میکنیم که این به ما اجازه آزادی بیان میدهد.

دوازده وعده بدهکاران گمنام

ما در برنامه بدهکاران گمنام گرد هم می آییم تا سیاحت بهبودی خود را از اجبارمان به بدهکاری به مشارکت بگذاریم. در کارکرد برنامه ۱۲ قدمی بدهکاران گمنام امید وجود دارد، ما راه هایی را برای یک زندگی تازه ایجاد کرده ایم.

وقتی قدمهای ۱۲ گانه بدهکاران گمنام را کار کنیم و ابزارهای بدهکاران گمنام را به کار بریم، شروع به دریافت چنین هدایایی از برنامه خواهیم کرد:

۱- هرجا که احساس ناامیدی کردیم (کرده بودیم) تجربه یک امید تازه را دریافت خواهیم کرد .

۲- وضوح، جای ابهام را خواهد گرفت. دست پاچگی و هرج و مرج (آشفتگی) جایشان را به صمیمیت و درک مستقیم خواهند داد. ما زندگی ضمانت شده ای را ادامه خواهیم داد، تصمیم هایی خواهیم گرفت که در انتها به بهترین وجه، پاسخگوی نیازهایمان باشد .

۳- ما به اندازه درآمدمان زندگی خواهیم کرد. با این حال میزان درآمدمان وجود ما را تعریف نخواهد کرد .

۴- ما بدون بار ترس، نگرانی، رنجش یا بدهی، یک زندگی موفق وتوام با کامیابی را شروع خواهیم کرد .

۵- ما درخواهیم یافت که کافی هستیم. ما قدردان خودمان وسهم مان خواهیم شد.

۶- انزوا جایش را به دوستی خواهد داد؛ ایمان به جای ترس جایگزین خواهدشد .

۷- ما درخواهیم یافت که محدودیتی وجود ندارد ؛ منابع مان سخی و بخشنده هستند و ما آنها را با دیگران و با “بدهکاران گمنام” به مشارکت می گذاریم .

۸- ما از مقایسه خودمان با دیگران دست خواهیم کشید . حسادت و غبطه خوردن به مرور فروکش خواهند کرد .

۹- پشیمانی وحسرت ، دلسوزی به حال خود و آرزوهای طول دراز کردن جایشان را به پذیرش و قدردانی خواهند داد .

۱۰- ما دیگر از حقیقت نخواهیم ترسید . ما از پنهان شدن درانکارمان در آمده و به زندگی کردن در واقعیت خواهیم رسید .

۱۱- صداقت ، رفتارهای ما را به سوی یک زندگی غنی ، با مفهوم و هدفدار هدایت خواهد کرد .

۱۲- ما به شناخت نیرویی برتر از خودمان که منبع فراوانی و وفور برای ما میباشد دست خواهیم یافت . ما از او کمک و راهنمایی خواهیم خواست و به دریافت نمودن آنها ایمان خواهیم داشت . همه اینها ، بلکه حتی بیش از اینها نیز امکان پذیر است . ما اگر این برنامه را به درستی و با بیشترین استطاعت و توانایی مان کار کنیم. در فقط برای امروز و این لحظه یک زندگی توام با موفقیت و کامیابی خواهیم داشت .

علائم بدهکاری اجباری در کسب وکار

بدهی های اجباری در کسب وکار بسیار شبیه به بدهکاری اجباری با منابع مالی شخصی است. بسیاری از ما به شدت فاقد وضوح بودیم.

بعضی از تجربیات و رفتارهایی که منجر به مشکلات اجباری شد، عبارت بودند از:

  1.  ما نمی دانستیم که چه زمانی صورت حساب ها یا مالیات تعیین میشود و آیا ما به یاد داریم که چه چیزی را  پرداخت کرده یا چه چیزی را بدهکاریم.
  2. ما دارایی های شخصی مان را با امور مالی کسب وکار خود اشتباه می گیریم و از یک مجموعه مالی برای پوشش دادن دیگری استفاده می کنیم.
  3.  اغلب ما هزینه های دقیق سربار، مخارج عملیاتی یا حاشیه سودمان را نمی دانیم.
  4. ما طرح تجاری (بیزینس پلن) نداریم.
  5. ما که به جای نوشتن توافق نامه ها و قراردادها از قراردادهای کلامی استفاده می کردیم که بعداً به اختلافات در شرایط قراردادها منجر شد.
  6. ما زمان زیادی را ازدست داده و وقت کافی برای تولید درآمد نداشتیم.
  7. بسیاری از ما از به هم ریختگی غرق شدیم.
  8. به خاطر کسب وکارمان در وضعیت خود محرومی زندگی کردیم.
  9. ما حقوق و دستمزد خود را پرداخت نکردیم.
  10.  ما از رفتن به تعطیلات خودداری کردیم، مزایای شخصی که به ما داده می شد یا روزهای بیماری را استفاده نمی کردیم.
  11.  ما کالاها و خدمات مان را کم ارزش و زیر قیمت ارائه می دادیم.
  12. ما اجازه دادیم حرفه ای هایی که برای ما کار میکنند (مثلاً مشاوران، حسابداران، وکلا و غیره) زندگی کاری ما را اداره کنند.
  13. در زمان لغزش (برگشت)، ما جلسات BDA و یا DA را از دست دادیم و تماس با حامیان مالی (راهنماها) ،گروه تسکین فشار و دوستان در برنامه را از دست دادیم.
  14. زمانی که بیشترین نیاز را داشتیم، ما نمی خواستیم و یا نمی توانستیم از آنها کمک بگیریم.

ابزارهای اضافی برای بدهکاران گمنامِ دارای کسب و کار

۱- ما ارقام حرفه مان و ارقام شخصی مان و حسابهای بانکی هرکدام را بصورت جداگانه ثبت و نگهداری میکنیم.

۲- ما هر ساله یک برنامه کسب و کار یک ساله با اهداف تعریف شده و قابل اندازه گیری را هدف گذاری و هدف گیری میکنیم .

۳- ما سوابق مالی را روشن و شفاف ، منظم ، و دقیق ثبت و نگهداری می کنیم . این سوابق شامل : حسابهای دریافتنی ، حسابهای پرداختنی ، موجودی وجوه نقد ، موجودی کالا ، دارائیها ، بدهی های انباشته میشود و تاریخ همه مالیاتها و موعد پرداخت همه صورتحسابها را در تقویم مان ثبت میکنیم.

۴- ما به خودمان حقوق پرداخت میکنیم ، که شامل مزایا ، بیمه پزشکی ، تعطیلات ، و روزهای بیماری باشد .

۵- ما مراقب هستیم که پولهای خرج شده باید درآمد ایجاد کند ، و قبل از اقدام به خرید ، قیمت ها را مقایسه میکنیم .

۶- ما درمورد هزینه سربار و حاشیه سود هر کدام از محصولات یا خدماتی که میفروشیم شفافیت مان را حفظ میکنیم .

۷- ما بدون تاخیر صورتحسابهایمان را پرداخت میکنیم ، و بلافاصله برای مشتریانمان فاکتور مینویسیم.

۸- ما همه توافق های کسب و کارمان را روی کاغذ می آوریم ، و نامه ها و توافق نامه های خودمان را مینویسیم .

۹- ما حواسمان به رقابت هست ، اما نگران اش نیستیم . ما از رقبایمان یاد میگیریم و به اینکه در این دنیا فراوانی وجود دارد و برای همه بیش از حد کفایت وجود دارد اعتماد میکنیم .

۱۰- ما از اشخاص دردسرساز و مشتریانی که پرداخت ضعیفی دارند (مشتریان بدحساب) فاصله میگیریم ، و اصول را به شخصیت ها در اولویت قرار میدهیم .

۱۱- ما قبل از اینکه تعهد ایجاد کنیم و تصمیمات سخت بگیریم ، و یا قبل از عملکردهای دشوار و بعد از اینها ، بوک اِند انجام میدهیم .

۱۲- ما تمایل داریم که عهده دار مسئولیت کسب وکار خودمان باشیم . افراد حرفه ای مانند حسابدارها ، وکلا ، و مشاورانی که برای ما کار میکنند ، قدرت برتر ما نیستند.

 

 

دعای روزانه بدهکاران گمنام

خدایا من پول و پس اندازم را به تو میسپارم،به تو اعتماد میکنم تا خودت مرا تامین نمایی.

خدایا کارم را به تو میسپارم،به تو اعتماد میکنم که مرا درکاری خواهی گماشت.

خدایا دیدگاهم را به تو میسپارم،به تو اعتماد میکنم تا امور را برایم آشکار کنی و برآورده سازی.

خدایا زمانم را به تو میسپارم،به تو اعتماد میکنم تا روز خوبی را نصیبم کنی.

خدایا روزهایم را به تو میسپارم،به تو اعتماد میکنم تا زندگی خوبی نصیبم گردانی.

خدایا غذایم را به تو میسپارم،به تو اعتماد میکنم تا سلامتی، شادی،انعطاف پذیری و آزادی را برایم تامین نمایی.

خدایا خانه ام را به تو میسپارم، به تو اعتماد میکنم تا به من خانه ای باشکوه و زیبا عطا کنی که مملو از عشق و وجود تو باشد،

جایی که به راحتی استطاعتش را خواهم داشت و در آن بسیار شاد خواهم بود.

“آمین”

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *